خرید بک لینک
سلااام به همگی

خیلی وقته پستی نذاشتم که خودم نوشته باشم...
این پستا رو نمی دونم چراخیلی بیشتر دوست دوست دارم...قلباصلا یه چیز دیگن...
یسری اخبارروز بدم:
اول اینکه چون پستارو چند مدته خودمون(من یا پریا یا ساحل)ننوشتیم یکهو حساس کردم که ازپست ها خسته شدم...بعد از کمی تفکرمتفکر(کلا ادم متفکری هستمگاوچران)به این نتیجه رسیدم که حذف کردن پستا یعنی حذف کردن خاطره ها...پس باید بی خیال حذفشون بشم....اماازطرفیم بدم اومده ازپستا....ونمی خوام هی بیان جلو چشم ویراژبدن.ابرو..پس تاریخشون رو می اندازیم مال قدیما تانه حذف بشن و نه توصفحه های اول وب باشن...
به همین راحتیتشویق
دوم اینکه چند روز دیگه تولد وبمه(1سالش میشه)-مادر به قربونش برهقهقهه
سوم اینکه:لینک تکونی کردم شدیییدخنثی
چهارم اینکه آقا من بد بختتتتت(با تایید زیاد روی حرف ت)شدم رفت پی کارش...شنبه قراره فامیلامون بیان واسه افطاری خونمون..درنتیجه اون پسره عموی فضولمم تشریف فرما میشن...مامانمم نمی ذاره در اتاق رو قفل کنممنتظرای خداااااا این اصلا انصاف نیستقهرحالا می خواد بیاد عین گرد باد همه چی رو بهم بریزه..
اخه پسره ی....حالا بسه...نیست که خودم بچگیام خیلی دختر خوب و...
خب پست بسه دیگه...چیزی به ذهنم نمیرسه..برید پی کارتون منم برم وسایلایی رو که دوسشون دارم رو بالای کمدی چیز قایم کنم(هرچند که بالای کوه اورستم بذارم اقا یه راهی برای برداشتنش پیدا می کنن)در کمدمم قفل کنم
خب دیگه: بای
پی نوشت:این کلید کمد من کجاس؟!!!حالا حتما الان باید گم شه؟
پی نوشته2:بعله ازاتاق فرمان اشاره می کنن شما زر اضافی نزن همیشه کلید کمدت گمه...

برچسب: دل واسه اینه که بگیره دیگه,دل واسه اینه که بگیره,دیالوگ دل واسه اینه که بگیره, نویسنده: مهسا رنجبر تاريخ: شنبه 27 شهريور 1395 ساعت: 20:33

صفحه بندی